چرا ایرانیان متحد:

 

در این پائیز سال نود ویک ریختن برگ درختان همزمان است با خبرهای بدی که روزانه از هر نقطه ایران به گوش میرسد و فلاکت به حدی رسیده که مردم امیدی به آینده ندارند. یاس و نومیدی در چهرۀ هر رهگذری در کوچه و بازار ایران دیده می شود.

در افق، ابرهای تیره شکل می گیرند، ولی طوفان خانمان برانداز هنوز نرسیده.

شوربختانه مردم عادی امیدوارند که این طوفان، سیلی به بار بیاورد، تا شاید بعد از آن آفتاب آزادی از پشت ابرهای تیره بیرون بیاید و جان بی رمق این ملت را نجات بدهد.

در چنین آشفته بازاری، نقشه ها برای آینده ایران در حال طراحی است.

طراحان این نقشه ها همگی به منافع ملی خودشان می اندیشند و این امریست طبیعی.

بعد از بهار عربی و به روی کارآمدن اخوان المسلمین در مصر و بن بست در فاجعه سوریه کمی چشم و گوش غربیها را باز کرده که نمیتوان به ظاهر و قول وقرارهای انقلابیون اعتمادی کرد و نهایتاً آنها براه خودشان خواهند رفت.

آنها به تازگی متوجه قول و قرارهای آیت الله خمینی زیر درخت سیب در فرانسه و رفتار بعدی او وقتی که قدرت را در تهران قبضه کرد می شوند.

تاریخ سی چند ساله خاورمیانه و بلائی که بر سر ایران آمد خود کتاب مفصل دیگریست.

باتوجه به وقایع سال گذشته باید به آینده ایران فکر کرد و از لابلای اخبار متوجه نقشه ها برای ایران شد. از هم اکنون میهن دوستان سنگ اول بنای اجتماعی ایران را می گذارند و دیگران سنگهای بعد را روی آن بگذارند تا که آشوب و ناآرامی که برای ایران خواب دیده اند نتواند باقیمانده آنچه را که ازیبن نرفته  نابود کند.

سه صنعت بزرگ که در حقیقت گرداننده چرخ اقتصادی دنیای سرمایه داری هستند، یعنی بانک و انرژی و ملیتری برایشان ایده آل وقتی است که زیربناهای اقتصادی کشوری ثروتمند نابود شود تا که برای بازسازی آن  چرخهای اقتصادی خودشان به حرکت درآیند.

بهمین دلیل بعد از جنگ دوم جهانی که خود ریشه در اقتصاد داشت و جنک سرد و جنگ ویتنام و بعد از آن جنگهای خاورمیانه همه برای قدرتهای شرقی و غربی منفعت زا بوده اند.

در دهه های اخیر جنگ ایران و عراق و همچنین اشغال عراق و بلاخره بهار عربی که کشورهای عرب شمال افریقا را دربر می گیرد شامل همین برنامه بوده است.

ولی اشتباه محاسبه در مصر وسوریه غرب را برآن داشته که نقشه ای برای ایران درنظر بگیرند که به بن بست سوریه برنخورند.

باید قبول کرد که اگر اشتباهاً موشکی به محل اقامت بشار اسد اصابت کند و یا نیروی سومی اورا ازبین ببرد، کشت وکشتار در سوریه فردای آن روز به پایان می رسد. ولی معلوم نیست که همان روز سلفیها به قدرت برسند که برای امنیت اسرائیل بمراتب بدتر و اوضاعی شبیه افغانستان پیش خواهد آمد. لذا تا زمان یارگیریها و تعیین حکومت آینده در سوریه ملت بدبخت سوریه باید در همین وضعیت آشوب زده باقی بمانند و چون آشوب در سوریه، بر بازار انرژی تاثیری ندارد لذا هیچ کس توجهی به کشتار مردم بیگناه نمی کند.

اما این تجربه غرب را وادارنموده که مهرهای نکبتی خودش را از حالا پرورش دهد تا وقتی اوضاع را در ایران به حالت کنونی سوریه در آورد مشخص باشد که چه نیروهاای سرکار خواهند آمد که دست و دلبازانه سرکیسه ها را برای چرخش چرخهای اقتصادی آنها شل کنند.

به رسمیت شناختن مجاهدین خلق و منشوربازی سلطنت طلبان وپیوستن اصلاح طلبان ِ رژیم، فصل اول این ماجراست.

تاکنون دشمنان رژیم اسلامی، خصوصاً پادشاهان و ملوک عرب، فاننسیرهای اصلی تجزیه طلبان و سلطنت طلبان و مجاهدین بوده اند، بطوریکه این گروهها از جمع آوری اعانات آنها  ثروت هائی معادل بعضی از آیت الله ها در حسابهای بانکیشان اندوخته اند.

ولی بعد از این دولتهای غربی، بطور قانونی بودجه هائی در اختیار آنها برای مبارزه در داخل ایران قرار خواهند داد.

این گروهها که هیچگونه محبوبیتی در میان مردم ایران ندارند، با تبلیغ و ارتباطات دروغین که خودشان درست میکنند و سازمانهای امنیتی غرب نمیتوانند آنرا بفهمند و تائید کنند، خودشان را واجد شرایط برای دریافت اعانات و وام های بلا عوض میکنند.

ایرانیان متحد که هیچ پایگاهی  در خارج از ایران ندارد و طبق مرامنامه اش هموطنان ایرانی آن در برون مرز هیچگونه نقشی در حکومت آینده ایران نخواهند داشت، به اینگونه اعلام موجودیت کرده و فقط در زمان پیگیری و احساس امنیت در داخل ایران شروع به معرفی اعضای خود را خواهد کرد.

چون ایرانیان متحد احتیاجی به اعانات کشورهای خارجی ندارد و نیروی خود را از مردم ساکن ایران بدست میآورد، لذا نیازی ندارد امضا در خارج از ایران جمع کند.

همینقدر که ایرانیان فرهیخته، ایرانیان متحد و مرامنامه ما را شفاهاً تائید کنند برایمان کافیست.