در این مرامنامۀ "ایرانیان متحد" چند موضوع بحث انگیز هست که باید آنها را نقد کرد:

 

چرا پرچم سه رنگ ایران با لوحۀ کورش؟

اولاً این آرم "ایران متحد" است و پرچم ایران را مجلس موسسان در آینده همراه با قانون اساسی تعین و تصویب خواهد کرد. و لوحۀ کوروش نماد قانونمندی ما ایرانیان بوده و هست.

 

چرا مذاکره با رژیم جمهوری اسلامی؟

هواداران مثلث نکبت و خیلی از آنها که سالها زندگی راحتی در لوس آنجلس داشته اند فکر میکنند که در ایران روزی انقلابی خواهد شد و سران این رژیم مثل شاهنشاه آریامهر همراه خانواده تشریف خواهند برد و این رهبران بعد از سی وچند سال اقامت در خارج با هواپیمای "ایرفرانس" به ایران خواهند رفت و بعد از سخنرانی در مصّلی تهران، دولت موقت تشکیل خواهند داد.

این خواب و خیالی بیش نیست!

حتی اگر آمریکا با یک ملیون سرباز به ایران حمله کند و ایران درمحاصره صد در صد اقتصادی و با همکاری چین و روسیه قرار بگیرد و سطح زندگی در ایران پائین تر از افغانسان هم شده و نا امنی در ایران بد تر از وضع فعلی سوریه بشود، آن قسمت از معتقدان پروپاقرص این رژیم تا با خاک یکسان کردن ایران مبارزه خواهند کرد. چون برای آنها ایران مطرح نیست و در خرابی و نابودی ایران آنها امیدوارند شاید امام زمان را خواهند دید.

بالاخره بعد از سالها مبارزه و پیروزی، باید قبول کرد که همه ما ایرانی هستیم و باید در آرامش کنارهم زندگی کنیم و نیروی شکست خورده باید راهی برای عقب نشینی داشته باشد.

این پیشنهادیست تا بدنه سپاه و بسیج و لباس شخصی ها بدانند که آنها هم ایرانی هستند و باید روزی تابع قوانینی بشوند که به نفع ملت ایران است نه به نفع آنان که خود را نماینده خدا می دانند.
 

بزرگ آموزگار زرتشت در گاتهاي پيشبرنده و پيشرونده خود بزرگترين آموزش زندگي را در زمينه چگونگي برخورد با اين گونه افراد به ما ميدهد  اوميگويد:  "هيچگاه دروغگو را سرکوب نکنيد، ولي دروغ را در او سرکوب کنيد چون زماني که دروغ در او سرکوب شد  او ديگر دروغگونيست و ميتواند دوباره به انسانيت خود باز گردد" و در همين راستا باز ميگويد: "دشمن را سرکوب نکنيد ، دشمني را در او سرکوب کنيد چون زماني که دشمني در او سرکوب شد  او ديگر دشمن نيست و شايد هم دوست شود". 

 

چرا مواد 5 و 6؟

هرچه را که گفته ونوشته ایم فقط بخاطر همین ماده 5 و 6 است. در سی و سه سال گذشته اگر تمام اتفاقات آنرا کنار هم بگذاریم و یک بیوگرافی چند صفحه ای برای خانواده رجوی و پهلوی بنویسیم، چیز افتخار آمیزی که بتوان بعنوان سابقه نیکو در آن باشد پیدا نمیکنیم. قبلاً مقایسه ای بین شاه سلطان حسین و محمد رضا پهلوی و طهماسب و رضا نوشتیم، اما در تاریخ نوشته شده ایران هرگز خیانت، جنایت و جاسوسی را نمیتوان سابقه درخشان مبارزاتی نامید. ممکن است اینها برای چند سناتور جنگ طلب و یا شهردار سابق نیویورک مهم نباشد ولی ملت ایران نمیتواند چنین ننگی را تحمل کند. با تمام این تفاصیر اگر این دونفر همین دو ماده را قبول کنند و به آن قسم یاد کنند، میتوانند ملیونها ثروت اندوخته خودشان را در این چند دهه آخر عمرشان در راه سربلندی ایران مصرف کنند.

 

چرا، این صدای مردم ایران در برون مرز است؟
 

هرچند "ایرانیان متحد" شامل تمام ایرانیان چه در برون مرز و چه در درون مرز با هر عقیده و مسلک مرام میباشد ولی سعی  میکند یاران همفکر خود را اول در ایران  دور هم جمع کند. چون آنها هستند که با از خودگذشتگی در ایران جنبش را آغاز کرده و نهایتاً به پایان میرسانند. نقش گروه ها در خارج از کشور کمک رسانی به داخل کشور میباشد که در مرحله اول بعلت برخورداری از آزادی بیان می توانند در نقش سخنگو باشند و از همین ابتدا اعلام نموده اگر بعداً جنبش ایرانیان رهبری پیدا کند، آن رهبر ازداخل ایران و کسی خواهد بود که دو سوم زندگیش در ایران گذرانده شده باشد. خوشبختانه همین جمله بدون آنکه اهانتی به صدها نفر رجل سیاسی و مقام های امنیتی رژیم گذشته که با ثروتهای هنگفت در سی و سه سال گذشته در آمریکا و اروپا از زندگی مرفهی برخوردار بوده اند کرده باشد، آنها را از احراز هرگونه نقش رهبری در آینده ایران منع نموده است.

 

چرا آنها که دو سوم زندگانیشان در ایران بوده؟
 

پنج ملیون ایرانی مهاجر داریم و این حق طبیعی یک یک آنهاست که آرزو کنند و بتوانند روزی شخص اول مملکتشان بشوند. چرا باید این حق از  یک دانشجوی سی ساله که تمام عمر دانشجوئیش در ایران صرف مبارزه شده و اکنون دانشجوی دکترا در اروپاست گرفته شود و آنرا بدهند به آن دیگری که چهل سال پیش با ثروتی هنگفت به آمریکا مهاجرت کرده و امروز مدعی تاج و تخت سلطنت در ایران است و یا  آن یکی  که سی و دوسال پیش در خدمت صدام حسین برای کشتار ایرانیان استخدام شده و حالا می خواهد حکومت عدل علی در ایران برپا کند.

"ایرانیان متحد" قصد محاکمه و تنبیه کسی را ندارد. ولی طبق مرامنامه اش راه حل شرافتمندانه و ایراندوستانه ای پیش پای حتی گناهکاران گذاشته و آن اینکه قبول کنند که هیچگاه بخود اجازه ندهند که در رهبری آینده ایران نقشی داشته باشید.

مهمترین نکته ایکه در مرامنامه "ایرانیان متحد" نهفته است موضوع رهبری میباشد.

مرامنامه "ایرانیان متحد" نقشه راهی است که جنبش ملت ایران باید در آن مسیر قرارگیرد و رهبران جنبش در ایران با تعهد به اصول این مرامنامه مجلس موسسان تشکیل خواهند داد و قانون اساسی تدوین خواهند کرد که اصول غیر قابل تغییر آن در این مرامنامه ذکر شده.

کاسه صبر مردم ایران آخرین بار و برای چندمین بار بعد از انقلاب مشروطیت در سال 88 لبریز شد و اتفاقاً رهبرانی هم پیدا کرد که برخلاف رهبران گروه های خارج از کشور که چند هزار نفری منشورشان را امضا میکنند، آن رهبران پیروان  چندین ملیونی در ایران داشتند و جنبش بعد از آن همه حرارت به سردی گرائید. این نزول در جنبش بعلت کمبود رهبر نبود بلکه نبود هدف و نقشه راه برای رسیدن به هدف نهائی بود.

اکنون هدف نهائی در این مرامنامه "ایرانیان متحد" مشخص شده و در جنبش بعدی در تظاهرات ملیونی مردم هدفشان را میدانند، گوئی که رهبر ناشناخته ای این چنین فرمان داده است. دسته های کوچک در خیابانها خودشان سر دسته و رهبرشان را تعین میکنند. این دسته ها بهم می پیوندنند و دوباره آنهاایکه بهتر مردم را راهنمائی میکنند در میان جنبش معلوم خواهند شد، نه برای آنکه بعداً تاج را سر کسی بگذارند، بلکه چه کسانی مردم را صاحب آن قانون اساسی ایده آل خواهند کرد.

    

چرا پادشاه زن؟
 

پادشاه در رژیم آینده ایران انتخابی و شاید به تعبیر قانون اساسی 1906 مشروطه، بدون اختیارات اجرائی و در حقیقت تشریفاتی خواهد بود. این همچنین بشکلی یادآور دوران پانصد ساله پادشاهی اشکانیان است. کوشش و مجاهدتهای زنان در طول تاریخ، خصوصاً در انقلاب مشروطه و بعد از آن و حتی اخیراً با جنبش یک ملیون امضای زنان، انتخاب یک زن بعنوان پادشاه آینده ایران نشانه سپاسگزاری ایرانیان از نیمی از مردم خودش میباشد.

 

چرا ماده 9؟
 

این را میتوان آشتی ملی و اتحاد گروه های مختلف برای براندازی رژیم حاکم و آینده ایران بدون خشونت در دوران گذار دانست.

پنج ملیون ایرانی خارج از کشور با عقاید سیاسی گوناگون در سی و چهار سال گذشته جز تاختن بریکدیگر نتوانسته اند با تمام امکانات مالی و تبلیغاتی که دارند کوچکترین اثری در جنبش های درون مرز داشته باشند.

هفتاد ملیون ایرانی در میان مرزهای ایران گرفتار رژیمی دروغگوهستند که هدفشان فقط نگهداری از رژیم آخوندی و غارت ثروت های ملی میباشد.

در چنین وضعیتی تمام نیروهای خارجی باید برروی محور تغییر قانون اساسی، که در حقیقت منجر به براندازی رژیم خواهد شد، باهم متحد شوند. باید سلطنت طلب، توده ای، جبهه ملی، سکولار، لائیک، مذهبی، پاسدار، بسیجی، سرمایه دار، بی سرمایه، اصلاح طلب، اصول گرا و هر قشری از مردم ایران، بجز جنایتکاران، قاتلان و متجاوزین شناخته شده در این آشتی و اتحاد ملی برای براندازی رژیم و شرکت در ساختن ایران آزاد آینده شرکت داده شوند.

تفریگاه

سوال و جوابی در مورد اتم