نامه:

www.unitediranian.com

ایرانیان متحد

درود بر شما آیات عظام

 

حضرت آیت الله خامنه ای و رجوی

 

آشنائی مردم ایران با شما به چهل سالی خواهد رسید و این مردم حیرت زده ایران شاهد مبارزه عقیدتی بین شما طرفداران حکومت عدل علی و دوران طلائی امام خمینی و ولایت مطلقه خامنه ای هستند و بالاخره طرفداران رژیم پهلوی در لوس آنجلس هم، برای دلخوشی، تاج سلطنت را بر سر رضا شاه دوم گذاشته اند.

روی صحبت ما با شما دو فقیه عالی مقام میباشد، چون بهرحال اکثر مردم ایران مسلمان هستند و میدانند که هردوی شما، هرچند درجه اجتهاد ندارید، ولی آیت الله خمینی هردوی شما را بعنوان فقیه قبول داشت.

بحرانهای اقتصادی سیاسی دهه های گذشته درپشت سر آمریکا و اروپاست و دیگر سلاح نفت بدرد نمی خورد، چون غرب و شرق جایگزینهای لازم را پیدا کرده اند.

نقشه ایکه آنها برای آینده ایران کشیده اند یک مجموعه ای از جنگ داخلی، تجزیه، نا امنی و تخریب زیربناهای اقتصادی مملکت است.

وقت آن رسیده که شما فقیهان دانا ببینید که چگونه میتوانید در این شرایط از رنج و عذاب بیشتر مردم ایران جلوگیری کنید.

این مردم بیشتر از سه دهه  است در بحران و آشوب زندگی می کنند و امروز مرد و زن چهل ساله ای در ایران وجود ندارد که در تمام طول زندگیش در هول و هراس جنگ، قحطی، بحران و ناامنی اقتصادی و اجتماعی نبوده باشد.

این مردم ذاتاً خدا شناس هستند، هرچند راههای رسیدن به خدائی که در دلشان جای دارد، به نقل از آخوندی، به تعداد مردم است.

شاید، شش هزار سال یا چهار هزار سال پیش بود که در شمال ایران ما، آتش خداشناسی در دل این مردم زبانه کشید و آشو زرتشت با پیام اهورائی، روشنی این خداشناسی را برروی تمام ایران زمین افشاند.

بعد از آن حضرت ابراهیم در جنوب ایران ما، در چند کیلومتری خرمشهر ما، بر اساس روایات تورات، ظهور کرد همزمان با نوشتن قوانین همورابی روی سنگ و برجای گذاشتن آن در شوش ما.

اگر قهرمانان اسطوره ای ما مثل رستم و سهراب در نیمروز افغانستان مدفون هستند، قهرمانان افسانه ای و یا شاهان و پیغمبران اسطوره ای  تورات هم در بیت المقدس مدفون هستند. ولی پیغمبران راستین تورات: کورش، استر، دانیال و دیگر نام های پرآوازه در تورات، همه در ایران ما مدفون هستند. پس به حق خاک این سرزمین ما باید مقدس نامیده شود.

این چند نکته مختصر از آن جهت گفته شد تا یاد آوری شود که ما ایرانیان اولین خداشناسان جهان بوده ایم و این روشنائی در ایران ما بوده که نور اسلام انوار دیگر را تحت الشعاع خود قرار داد و ایران ما نورباران شد.

اگر شما فکری نکنید که چطور این نور در ایران ما تقویت و ماندگار شود، مطمئن باشید بزودی ظلمت جنگ و نا امنی بر ایران مستولی خواهد شد.

در آن موقع خیلی از چیزهای با ارزش در مملکتمان به همراه شما ازبین خواهند رفت.

ولی اگر شما حالا که آرامشی نسبی در ایران حکمران است بروید، با رفتن خودتان کمی اعتقادات مذهبی که نزد مردم باقی مانده حفظ خواهد شد. 

رفتن شما در اوضاع کنونی به منزله خداحافظی نیست بلکه می خواهیم سنگرهای خالی شده در مساجد را بشما دوباره بسپاریم.

شما این دعوت را به تفعلی از سعدی تعبیر نکنید:

بروای فقیه دانابه خدای بخش مارا       تو وزهد و پارسائی، من وعاشقی ومستی

باور کنید مردم ایران بخاطر کمبود مساجد و دین انقلاب نکردند. مردم برای آزادی انقلاب کردند.  حالا همان آزادی اجتماعی راهم که داشتند، ندارند.

تاسف آور است که درهم آمیختن دین و حکومت، ایران را به این درجه لامذهبی رسانیده باشد. ملتی که تمام ادبیاتش در طول تاریخ نشانی از خداشنای در آن بوده و هرگز روضه خوانی این مردم را یک قدم به خداشناسی نزدیکتر نکرده:

همه عمربرندارم سرازاین خمارم        که هنوز من  نبودم که تو در دلم نشستی

ملتی که شعلۀ خدا شناسی در وجود شان با اعمال ضد دین شما از بین نرفته و این شعله همیشه در دل ما ایرانیان بوده وخواهد بود:

از آن بدیر مغانم عزیز میدارند           که آتشی که نمیرد همیشه  در دل ماست

این آتش را که گرمی روحانی دارد، با حکومت،  در دل مردم خاموش کرده اید و وقتی دوباره روشن خواهد شد که شما مساجد را بچسبید و مردم را رها کرده، ما را به خدا ببخشید

با تقدیم گلهای رنگارنگ با صدای بنان، به خدای بخش مارا اینجا را کلیک و صبر کنید